تبليغاتX
سنجاقک آبی

السلام علیک


+ نوشته شده توسط سنجاقک در یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1388 و ساعت 16:51 |

نمی دانم امروزها باید از چه سخن گفت،نمیدانم.



یاران ناشناخته ام

چون اختران سوخته
چندان به خاک تیره فرو ریختند سرد
که گفتی
دیگر، زمین، همیشه، شبی بی ستاره ماند.
***
آنگاه، من، که بودم
جغد سکوت لانه تاریک درد خویش،
چنگ زهم گسیخته زه را
یک سو نهادم
فانوس بر گرفته به معبر در آمدم
گشتم میان کوچه مردم
این بانگ بالبم شررافشان:

(( - آهای !
از پشت شیشه ها به خیابان نظر کنید!
خون را به سنگفرش ببینید! ...
این خون صبحگاه است گوئی به سنگفرش
کاینگونه می تپد دل خورشید

احمد شاملو


+ نوشته شده توسط سنجاقک در سه شنبه پانزدهم دی 1388 و ساعت 0:44 |